التمثیل فی حفظ اسرارالملوک

بود مردی علیل از ورمی

وز ورم برنیامدیش دمی

رفت روزی به نزد دانایی

زیرکی پر خرد توانایی

گفت بنگر که از چه معلولم

کز خور و خواب و عیش معزولم

مجسش چون بدید مرد حکیم

گفت ایمن نشین ز اندُه و بیم