فی ذمّ‌الطمع والحرص

دل خود را ز تاب و تابش طمع

تافته و تفته دار چون دل شمع

کان فتیله که بر فروزندش

تا نشد تافته نسوزندش

آن نباشد ولی که چون سرخاب

رود از بهر آبروی بر آب

ولی آنست کو ز خود بجهد

پای بر آب روی خویش نهد