حکایت در حقیقت تصوّف

صوفیی از عراق با خبری

به خراسان رسید زی دگری

گفت شیخا طیقتان بر چیست

پیرتان این زمان نگویی کیست

راه و آیینتان مرا بنمای

دُرج دُرّت به پیش من بگشای

چیست آیین و رسم و راه شما

به که باشد همه پناه شما