فی‌التفکّر والمراقبة فی احوال التصوّف

دست دین کن به علم و عدل قوی

چون سگ پای سوخته چه دوی

این ترا گویم ای لهاوری

کز جمال حریم حق دوری

لیکن آن کس که سینه صاف کند

کعبه بر درگهش طواف کند

تو نه‌ای همچو سیر در یک پوست

برگ تو چون پیاز تو بر توست