حکایت زن دادخواه با سلطان محمود

آن شنودی که بود چون در خورد

آنچه با میر ماضی آن زن کرد

شاه شاهان یمینِ دین محمود

که از او گشت زنده رادی و جود

کان زن او را جواب داد دُرشت

که به دندان گرفت ازو انگشت

عاملی در نسا و در باوَرد

قصد املاک و چیز آن زن کرد