حکایت در حلم و بردباری نوشیروان

حاجبی بُرد جام نوشروان

دید آن شاه و کرد ازو پنهان

دل خازن ز بیم شه برخاست

جام جُستن گرفت از چپ و راست

خازن از بیم جان خود بشتاب

هرکسی را همی نمود عذاب

جان خازن بتافت از پی جام

گشت از بیم شاه خون‌آشام