در عدل پادشاه و صفت آن

عدل کن زانکه در ولایت دل

دَرِ پیغمبری زند عادل

در شبانی چو عدل کرد کلیم

داد پیغمبریش اله کریم

تا شبانی نکرد بر حیوان

کی شبان گشت بر سرِ انسان

عدل در دست آنکه دادگرست

ناوک مرگ را قوی سپرست