در سیاست پادشاه

ملک چون بوستان نخندد خوش

تا نگرید سنان چون آتش

بکن از خون دشمن آلوده

تیغهای نیام فرسوده

حلهٔ لعل پوش ناچخ را

هیزم‌افزای صحن دوزخ را

کین دیرینه در دل آر تمام

کان قوی باعثیست بر اقدام