در حکم راندن پادشاه

پایهٔ قدر آن جهانی جوی

سایه و فرّ آسمانی جوی

همّت اندر نهاد عالی دار

دل ز کار زمانه خالی دار

دست از این آبهای جوی بشوی

شربت از آب حوض کوثری جوی

ملک باقی کمال ساز بُوَد

ملک دنیا خیال باز بود