غزل شمارهٔ ۲۳۵۱

دیدی که چه کرد آن یگانه

برساخت پریر یک بهانه

ما را و تو را کجا فرستاد

او ماند و دو سه پری خانه

ما را بفریفت ما چه باشیم

با آن حرکات ساحرانه

آن سلسله کو به دست دارد

بربندد گردن زمانه