غزل شمارهٔ ۲۳۵۵

ای دوش ز دست ما رهیده

امشب نرهی به جان و دیده

در پنجه ماست دامن تو

ای دست در آستین کشیده

حیلت بگذار و آب و روغن

ماییم هریسه رسیده

چشم من و چشم تو حریفند

ای چشم ز چشم تو چریده