فصل

اما ترک عادت این طایفه، شرط طریق ایشان نباشد و آن‌چه ایشان اندر حال، جامۀ پشمین کمتر پوشند دو معنی راست: یکی آن که پشم‌ها شوریده شده است و چهارپایان اندر غارت‌ها از جای به جای افتاده، و دیگر آن که گروهی از مبتدعه مر جامۀ پشمین را شعار کرده‌اند و خلاف شعار مبتدعان اگرچه خلاف سنت بود سنت بود.

اما تکلف اندردوختن بدان سبب روا دارند که جاه ایشان اندر میان خلق بزرگ گشت. هر کسی خود را مانندۀ ایشان گردانیده‌اند و مرقعه‌ای اندر پوشیده و افعال ناخوب از ایشان پیدا آمده و مر ایشان را از صحبت اضداد رنج بود؛ زینتی ساختند که جز از ایشان آن را کسی ندانست دوخت و مر آن را علامت شناخت یک‌دیگر گردانیدند و شعاری ساختند؛ تا حدی که درویشی به نزدیک بعضی از مشایخ اندر آمد و رقعه‌ای را که اندر جامه دوخته بود خط به پهنا آورده بود آن شیخ او را مهجور کرد و معنی این ان بود که اصل صفا رقت طبع و لطف مزاج است و البته کژی اندر طبع نیکو نباشد؛ و چنان‌که شعر ناراست اندر طبع خوش نیاید فعل ناراست هم طبع نپذیرد.