غزل شمارهٔ ۲۳۶۱

ای روز مبارک و خجسته

ما جمع و تو در میان نشسته

ای همنفس همیشه پیش آ

تا زنده شود دمی شکسته

پیغام دل است این دو سه حرف

بشنو سخن شکسته بسته

یک بار بگو که بنده من

کزاد شوم ز رنج و رسته