کار شب پا

ماه می‌تابد، رود است آرام،

بر سر شاخة «اوجا»، «تیرنگ»

دم بیاویخته، در خواب فرورفته، ولی در «آیش»

کار شب پا نه هنوز است تمام.

* * *

می‌دمد گاه به شاخ

گاه می‌کوبد بر طبل به چوب،

وندر آن تیرگی وحشتزا،