آقا توکا

به روی در، به روی پنجره ها

به روی تخته های بام، در هر لحظه مقهور رفته، باد می کوبد.

نه از او پیکری در راه پیدا

نیاسوده دمی بر جا.

خروشان ست دریا

و در قعر نگاه، امواج او تصویر می بندند

هم از آن گونه کان بود

ز مردی در درون پنجره بر می شود آوا: