در بسته ام

در بسته ام شب است

تاریک هم چو گور

با آن که دور ازو نه چنانم

او از من است دور.

خاموش می گذارم من با شبی چنین

هر لحظه ای چراغ

می کاهم اش ز روغن

تا در رهم نگیرد جز او کسی سراغ.