تا شکوفه‌ی سُرخ يک پيراهن

به آیدا

۱۳۴۳

سنگ می‌کشم بر دوش،

سنگِ الفاظ

سنگِ قوافی را.

و از عرق‌ریزانِ غروب، که شب را

در گودِ تاریک‌اش