بهار خاموش

بر آن فانوس که‌ش دستی نیفروخت

بر آن دوکی که بر رَف بی‌صدا ماند

بر آن آیینه‌ی زنگار بسته

بر آن گهواره که‌ش دستی نجنباند

بر آن حلقه که کس بر در نکوبید

بر آن در که‌ش کسی نگشود دیگر

بر آن پله که بر جا مانده خاموش

کس‌اش ننهاده دیری پای بر سر ــ