بازگشت
این ابرهای تیره که بگذشتهست
بر موجهای سبزِ کفآلوده،
جانِ مرا به درد چه فرساید
روحم اگر نمیکُنَد آسوده؟
دیگر پیامی از تو مرا نارَد
این ابرهای تیرهی توفانزا
زین پس به زخمِ کهنه نمک پاشد
مهتابِ سرد و زمزمهی دریا.
این ابرهای تیره که بگذشتهست
بر موجهای سبزِ کفآلوده،
جانِ مرا به درد چه فرساید
روحم اگر نمیکُنَد آسوده؟
دیگر پیامی از تو مرا نارَد
این ابرهای تیرهی توفانزا
زین پس به زخمِ کهنه نمک پاشد
مهتابِ سرد و زمزمهی دریا.