غبار

از غریوِ دیوِ توفانم هراس

وز خروشِ تُندرم اندوه نیست،

مرگِ مسکین را نمی‌گیرم به هیچ.

استوارم چون درختی پابه‌جای

پیچکِ بی‌خانمانی را بگوی

بی‌ثمر با دست و پای من مپیچ.