شبانه

با هزاران سوزنِ الماس

نقره‌دوزی می‌کند مهتاب

رویِ ترمه‌ی مُرداب...

من نگاهم می‌دود ــ جوشیده از عمقِ عبوسِ فکر

سویِ پنجره،

اما