شبانه

وه! چه شب‌هایِ سحرْسوخته

من

خسته

در بسترِ بی‌خوابیِ خویش

درِ بی‌پاسخِ ویرانه‌ی هر خاطره را کز تو در آن

یادگاری به نشان داشته‌ام کوفته‌ام.

کس نپرسید ز کوبنده ولیک