دیگر تنها نیستم

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست که از دهانِ تو آب می‌خورد

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست که گلوی مرا تازه می‌کند.

بر شانه‌یِ من کبوتری‌ست باوقار و خوب

که با من از روشنی سخن می‌گوید

و از انسان ــ که رب‌النوعِ همه خداهاست.

من با انسان در ابدیتی پُرستاره گام می‌زنم.