به تو بگویم

دیگر جا نیست

قلبت پُر از اندوه است

آسمان‌های تو آبی‌رنگیِ گرمایش را از دست داده است

زیرِ آسمانی بی‌رنگ و بی‌جلا زندگی می‌کنی

بر زمینِ تو، باران، چهره‌ی عشق‌هایت را پُرآبله می‌کند

پرندگانت همه مرده‌اند

در صحرایی بی‌سایه و بی‌پرنده زندگی می‌کنی