ماهی

من فکر می‌کنم

هرگز نبوده قلبِ من

اینگونه

گرم و سُرخ:

احساس می‌کنم

در بدترین دقایقِ این شامِ مرگ‌زای

چندین هزار چشمه‌ی خورشید