لوحِ گور

نه در رفتن حرکت بود

نه در ماندن سکونی.

شاخه‌ها را از ریشه جدایی نبود

و بادِ سخن‌چین

با برگ‌ها رازی چنان نگفت

که بشاید.

دوشیزه‌ی عشقِ من مادری بیگانه است