سرود

برای پرویزِ شاپور

برو، مردِ بیدار؛ اگر نیست کس

که دل با تو دارد، ممان یک نفس!

همه روزگارت به تلخی گذشت

شکر چند جویی، در این تلخ‌دشت؟

به بیهوده جُستن فروکاستی

قبای خستگی بر تن آراستی،

قبایی همه وصله بر وصله بر