حماسه؟

در چارراه‌ها خبری نیست:

یک عده می‌روند

یک عده خسته بازمی‌آیند

و انسان ــ که کهنه‌رند خدایی‌ست بی‌گمان ــ

بی‌شوق و بی‌امید

برای دو قرصِ نان

کاپوت می‌فروشد