شبانه

اکنون، دیگرباره شبی گذشت.

به نرمی از برِ من گذشت با تمامی لحظه‌هایش.

چونان باکره‌ی عشقی

که با همه انحناهای تنش

از موی تا به ناخن

تن به نوازشِ دستی گرم رها کند،

بانوی درازگیسو را