جاده، آن سویِ پُل

مرا دیگر انگیزه‌ی سفر نیست.

مرا دیگر هوای سفری به سر نیست.

قطاری که نیم‌شبان نعره‌کشان از دِهِ ما می‌گذرد

آسمانِ مرا کوچک نمی‌کند

و جاده‌یی که از گُرده‌ی پُل می‌گذرد

آرزوی مرا با خود

به افق‌های دیگر نمی‌برد.