صبوحی

برای م. آزرم

به پرواز

شک کرده بودم

به هنگامی که شانه‌هایم

از وبالِ بال

خمیده بود،

و در پاکبازیِ معصومانه‌ی گرگ و میش

شب‌کورِ گرسنه‌چشمِ حریص