شبانه

برای ضیاءالدین جاوید

یَلِه

بر نازُکای چمن

رها شده باشی

پا در خُنکای شوخِ چشمه‌یی،

و زنجره

زنجیره‌ی بلورینِ صدایش را ببافد.