سِمیرُمی

برای هوشنگ کشاورز

با سُم‌ضربه‌ی رقصانِ اسبش می‌گذرد

از کوچه‌ی سرپوشیده

سواری،

بر تَسمه‌بندِ قَرابینش

برقِ هر سکّه

ستاره‌یی