مترسک

برای آنی و تقی مدرسی

جایی پنهان در این شبِ قیرین

اِستاده به جا، مترسکی باید؛

نه‌ش چشم، ولی چنان که می‌بیند

نه‌ش گوش، ولی چنان که می‌پاید.

بی‌ریشه، ولی چنان به جا سُتوار

که‌ش خود به تَبَر کَنی ز جای، اِلاّک.