ما فریاد می‌زدیم...

ما فریاد می‌زدیم: «چراغ! چراغ!»

و ایشان درنمی‌یافتند.

سیاهی‌ چشمِشان

سپیدی‌ کدری بود اسفنج‌وار

شکافته

لایه‌بر لایه‌بر

شباهت برده از جسمیّتِ مغزشان.