نیایش

دستی افشان ، تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد ، هر

قطره شود خورشیدی

باشد که به صد سوزن نور ، شب ما را بکند

روزن روزن.

ما بی تاب ، و نیایش بی رنگ .

از مهرت لبخندی کن ، بنشان بر لب ما

باشد که سرودی خیزد در خورد نیوشیدن تو.

ما هسته پنهان تماشاییم.