سایبان آرامش ما، ماییم

در هوای دو گانگی ، تازگی چهره ها پژمرد.

بیایید از سایه - روشن برویم.

بر لب شبنم بایستیم، در برگ فرود آییم.

و اگر جا پایی دیدیم ، مسافر کهن را از پی برویم.

برگردیم، و نهراسیم، در ایوان آن روزگاران ، نوشابه جادو سر کشیم.

شب بوی ترانه ببوییم، چهره خود گم کنیم.

از روزن آن سوها بنگریم، در به نوازش خطر بگشاییم.

خود روی دلهره پرپر کنیم.