میوه تاریک

باغ باران خورده می نوشید نور .

لرزشی در سبزه های تر دوید:

او به باغ آمد ، درونش تابناک ،

سایه اش در زیر و بم ها ناپدید.

شاخه خم می شد به راهش مست بار ،

او فراتر از جهان برگ و بر.

باغ ، سرشار از تراوش های سبز،

او ، درونش سبز تر ، سرشارتر.