تا نبض خیس صبح

آه، در ایثار سطح ها چه شکوهی است !

ای سرطان شریف عزلت!

سطح من ارزانی تو باد!

یک نفر آمد

تا عضلات بهشت

دست مرا امتداد داد.

یک نفر آمد که نور صبح مذاهب

در وسط دگمه های پیرهنش بود.