شعری برای تو

این شعر را برای تو می گویم

در یک غروب تشنهٔ تابستان

در نیمه های این ره ِ شوم آغاز

در کهنه گور این غم ِ بی پایان

این آخرین ترانه لالاییست

در پای گاهوارهٔ خواب تو