دیدار در شب

و چهرهٔ شگفت

از آن سوی دریچه به من گفت

( حق با کسیست که می بیند

من مثل حس گمشدگی وحشت آورم

اما خدای من

آیا چگونه می شود از من ترسید ؟

من ، من که هیچ گاه

جز بادبادکی سبک و ولگرد