نگاه آشنا
ای شرمگین نگاه غم آلود
پیوسته در گریز چرایی ؟
با خندهٔ شکفته ز مهرم
آهسته در ستیز چرایی ؟
شاید که صاحب تو ، به خود گفت
در هیچ زن عمیق نبیند
تا هیچگه ز هیچ پری رو
نقشی به خاطرش ننشیند
ای شرمگین نگاه غم آلود
پیوسته در گریز چرایی ؟
با خندهٔ شکفته ز مهرم
آهسته در ستیز چرایی ؟
شاید که صاحب تو ، به خود گفت
در هیچ زن عمیق نبیند
تا هیچگه ز هیچ پری رو
نقشی به خاطرش ننشیند