آنجا و اینجا
آنجا نشسته دخترکی شاداب
با گونه های چون گل نسرینش
لغزیده بر دو شانهٔ او آرام
انبوه گیسوان پر از چینش
زان دیدگان شوخ و سیه ریزد
افسون دلستانی و دلداری
وان لعل نوش بار سخن گوید
از عشق و اشتیاق و وفاداری
آنجا نشسته دخترکی شاداب
با گونه های چون گل نسرینش
لغزیده بر دو شانهٔ او آرام
انبوه گیسوان پر از چینش
زان دیدگان شوخ و سیه ریزد
افسون دلستانی و دلداری
وان لعل نوش بار سخن گوید
از عشق و اشتیاق و وفاداری