پیمان شکن
هر عهد که با چشم دل انگیز تو بستم
امشب همه را چون سر زلف تو شکستم
فریاد زنان ، ناله کنان، عربده جویان
زنجیر ز پای دل دیوانه گسستم
جز دل سیهی، فتنه گری ، هیچ ندیدم
چندان که به چشمان سیاهت نگرستم
دوشیزهٔ سرزندهٔ عشق و هوسم را
در گور نهفتم به عزایش بنشستم