چه عالمی دارم

رفیق اهل دل و یار محرمی دارم

بساط باده و عیش فراهمی دارم

کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم

که جوی اشکی و مژگان پُر نَمی دارم

گذشتم از سر عالم، کسی چه می داند

که من به گوشهٔ خلوت، چه عالمی دارم

تو دل نداری و غم هم نداری اما من

خوشم از اینکه دلی دارم و غمی دارم