حسود

خیال روی تو در خاطرم در آویزد

چو کودکی که به دامان مادر آویزد

ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف

دو کفّه یی ست که با هم برابر آویزد

چه التفات به اشکم کنی، که مستان را

چه غم دو قطرهٔ می گر ز ساغر آویزد

چو ابر تیره حسودم، روا ندارم چرخ

ز بام غیر تو را همچو اختر آویزد