نگاه بی گناه
تا از نگاه غیر بپوشم نگاه تو
مژگان شوم به حلقهٔ چشم سیاه تو
خواهم چو جامِ باده بگردم به بزم نوش
تا آشنا شوم به لب باده خواه تو
خواهم - به رغم گوشهٔ میخانه های شهر
آغوش خویش را کنم از غم، پناه تو
چون اختر سرشک تو در مستی تو کاش
می ریختم به چهرهٔ هم رنگ ماه تو