نوازش های چشمان کبودش
ببین عمری وفادار تو بودم
دلم جز با تو پیوندی نبسته
چه سازم؟ نقش عشقی تازه چندی ست
به خلوتگاه پندارم نشسته
چو شب سر می نهم بر بالش ناز
خیالش در کنارم میهمان است
نمی دانی چه پُرشور و چه گرم است
نمی دانی چو خوب و مهربان است
ببین عمری وفادار تو بودم
دلم جز با تو پیوندی نبسته
چه سازم؟ نقش عشقی تازه چندی ست
به خلوتگاه پندارم نشسته
چو شب سر می نهم بر بالش ناز
خیالش در کنارم میهمان است
نمی دانی چه پُرشور و چه گرم است
نمی دانی چو خوب و مهربان است