تکاپو
دیدمت باز در گذرگاهی
از پی سال ها جدایی ها
کودکی باز زنده شد در من
آن صفاها و بی ریایی ها
زنده شد بوسه های پنهانی
که شب اندر خیال ما می ریخت
روز، اما کنار یکدیگر
همه از چشم ما حیا می ریخت
دیدمت باز در گذرگاهی
از پی سال ها جدایی ها
کودکی باز زنده شد در من
آن صفاها و بی ریایی ها
زنده شد بوسه های پنهانی
که شب اندر خیال ما می ریخت
روز، اما کنار یکدیگر
همه از چشم ما حیا می ریخت