نسیم

باز هم بیمار می بینم تو را

ای دل سرکش که درمانت مباد!

برق چشمی آتشی افروخت باز

کاین چنین آتش به جانت اوفتاد

ای دل، ای دریای خون! آشفته ای

موج غم ها در تو غوغا می کند

بی وفایی های یارت با تو کرد

آنچه توفان ها به دریا می کند